محمد بن على ظهيرى سمرقندى

256

سندباد نامه ( فارسى )

ص 68 ( 1 ) كسى كه زينت داد آسمان را با ستارگان و سوزاند شيطانهاى سركش را با شهابهاى افروختهء درخشان . اشاره دارد به آيهء 6 سورهء 37 كه مىفرمايد : « إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ » و آيهء 10 همان سوره « فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ » . ( 2 ) منسوب به على بن ابى طالب - ع - ( سندبادنامه ، آتش ، ص 416 ) ترجمه : ذكر و يادكرد ايشان [ زنان ] را واگذار . زيرا آنها را وفايى نيست و عهدشان چون باد صبا است . در فرائد السلوك ، نورانى وصال و افراسيابى ، ص 370 و تاريخ جهانگشاى جوينى ، قزوينى ، ج 2 ، ص 156 نيز آمده است . ( 3 ) از انورى ( ديوان ، مدرس رضوى ، ج 2 ، ص 630 ) ص 70 ( 1 ) ترجمه : سيراب كند خدا سرزمينى كه عرصه‌هاى آن زينت داده شده است به صاحبان فضل از پيران و جوانان . ( 2 ) ترجمه : زنان پايدامهاى ديو باشند ( امثال و حكم دهخدا ، ج 1 ، ص 279 ) ص 71 ( 1 ) ترجمه : بياور آنچه كه شفاى من در آن است و بر طرف كن درد من به شراب . ص 72 ( 1 ) قرآن كريم ( 13 / 13 ) وَ يُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ . ترجمه : و تسبيح مىكند و خداى را مىستايد رعد به حمد او . ( 2 ) ترجمه : گويا ستاره‌هاى شب ترسيدند كه از سوى او غارت شوند ، پس كشيدند بر او از غبار شب پرده‌اى ( درّهء نادره ، شهيدى ، ص 336 ) ( 3 ) ترجمه : پناه بر خدا ( 4 ) از عمادى ( سخن و سخنوران ، فروزانفر ، ص 532 ) ص 74 ( 1 ) ترجمه : يادآورى كردم روزها و شبهايى كه بر ما خوش گذشت . پس از ياد آنها اشكها جارى شد . آيا و صلى پس از فراق دوست هست ؟ و آيا طلوعى پس از غروب ستارگان مىباشد ؟ بيت دوم آن در فرائد السلوك ، نورانى وصال و افراسيابى ، ص 187 آمده است . ( 2 ) از متنبّى ( ديوان عكبرى ، ج 1 ، ص 172 ) ترجمه : اى كاش كه ميان من و دوستان من همان‌قدر دورى بود كه ميان من و بلاهاست . يعنى به دوستانم نزديك بودم ، به‌جاى اينكه مصيبت‌ها به من نزديك است ( كليله و دمنه ، مينوى ، ص 188 ) ص 75 ( 1 ) از متنبّى ( ديوان ، عكبرى ، ج 2 ، ص 187 ) ترجمه : دوشيزهء زيباروئى است كه اگر خورشيد او را مىديد ، طلوع نمىكرد و اگر او را شاخهء درخت‌بان مىديد ، نمىخراميد . ( 2 ) ترجمه : يكى از صفاتش همهء زيبايى را به كمال رساند و خلاف وعده‌اش به قتل